موزه عروسکهای اوز، روایتِ فرهنگ از دریچه عروسکهاست.
پشت شکلگیری این موزه، سالها فعالیت فرهنگی و دغدغهمندی درباره کتاب، قصه، زنان، کودکان و میراث فرهنگی قرار دارد؛ مسیری که از بیمارستان و فعالیتهای فرهنگی آغاز شد، با مطبوعات و کتابخانه ادامه یافت و سرانجام به موزه عروسکهای اوز رسید.
فوزیه خضری فعالیت فرهنگی خود را از سالها پیش و در دوران فعالیتش در بیمارستان آغاز کرد. در همان سالها، عضو شورای نویسندگان نشریه «پیام خاتم» بود و نوشتن و پرداختن به موضوعات فرهنگی و اجتماعی، به بخشی از زندگی او تبدیل شد.
از سال۱۳۷۹، فعالیت او در نشریه «عصر اوز» با دبیری صفحه «بانو» ادامه یافت؛ صفحهای که فرصتی برای گفتوگو درباره زندگی و مسائل زنان و کودکان بود. برگزاری کارگاههای فرهنگی و فعالیت در حوزه زنان، کودکان نیز بخش مهمی از این مسیر شد.
در سال ۱۳۸۴، با راهاندازی کتابخانه بانو و کودکان و نوجوانان، این فعالیتها گستردهتر شد. کتابخانه به فضایی برای کتابخوانی، قصهگویی، گفتوگو، آموزش و پیوند نسلها تبدیل شد.
در ادامه این مسیر، عروسکها به نقطهای تازه در فعالیتهای فرهنگی فوزیه خضری تبدیل شدند. عروسک برای او تنها یک اسباببازی نبود؛ روایتی کوچک از یک فرهنگ بزرگ بود؛ از پوشش و پیشهها گرفته تا آیینها، سبک زندگی، قصهها و خاطرات مردم.
آشنایی با موزه عروسک ملل تهران و ارتباط با مدیران این حوزه، در کنار سالها تجربه در کار با زنان و کودکان و آشنایی فرهنگ بومی منطقه، زمینه شکلگیری ایده موزه عروسکهای اوز را فراهم کرد.
موزه با این نگاه شکل گرفت که هر عروسک میتواند حامل یک داستان، یک خاطره و بخشی از هویت یک جامعه باشد. هدف، تنها نگهداری عروسکها نیست؛ بلکه ثبت و روایت داستانهایی است که ممکن است با گذشت زمان فراموش شوند.
امروز موزه عروسکهای اوز تلاش میکند فضایی برای شناخت و گفتوگو درباره فرهنگ، زنان، کودکان، آیینها، پوشش، زندگی روزمره و میراث ناملموس فراهم کند؛ جایی که عروسکها بهانهای برای شنیدن قصههای آدمها و سرزمینها باشند.
اینجا هر عروسک، قصهای دارد؛
و هر قصه، بخشی از فرهنگی است که باید به یاد بماند.